محمد مهريار

65

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

تسهيل‌كنندهء تلفظ است از قبيل « ش » ، « ز » ، « زى » ، « زا » ، « شى » و امثال اينها همراه است ( اوشينه و اشيان ديده شود ) . حرف اول آن هم مىتواند ممدود ، مفتوح و يا مكسور باشد . اما جزء دوم « ت » حرف زينت است . و جزء سوم « يان » معادل « ان » همان پسوند كثرت و نسبت است كه به صورت « گان » ( مهرگان ، آبانگان ، آذرپاتگان ) و يا « جان » و « زان » و « شان » در نامها مىآيد و نسبت و اتصاف را مىرساند . در حقيقت « آشتيان » همان « اشيان » است . همان محل منسوب به آب و حرف « ت » وسط آن زايد است . آشجرد S jerd ديهى است در دهستان ورزق فريدن كه برحسب سرشمارى سال 1345 تعداد خانوار آن 99 و جمعيت آن 534 نفر است . « 1 » از قرارى كه تحقيق كرده‌ام ويژگى خاص و آثار قديمى در اين ديه وجود ندارد . راجع به خصوصيات زندگانى مردم و تاريخچهء فريدن نيز در اينجا بحثى نمىكنيم تا به خود كلمهء فريدن برسيم . فقط اين تذكر لازم به نظر مىرسد كه چون بيشتر ساختمانهاى ديه‌هاى روستاى فريدن با خشت خام برآورده شده است و باران هم زياد است ، اكثر در آنجا بناهاى پايدار ديده نمىشود . لذا ديه‌هاى اين ناحيت در صورت قديم خود به شكل يك دسته كومه‌هاى كوتاه و كوچك به دور هم جمع شده و رابط ما بين آنها كوچه‌هاى تنگ ، خاك‌آلود در تابستان و پرگل‌ولاى در زمستان است . واژه‌شناسى : آشگرد مركب از دو جزء « آش + گرد » كه در صورت كهن آن « آش + گرد » بوده است . اما در تسميهء اين محل با طعام و « آش » دليل خاصى وجود ندارد و بسيار بعيد است ايرانيان محلى را كه با كدّ يمين و عرق جبين آباد كرده و ساخته‌اند ، به اين نامگذارى خوانده باشند . حقيقت آنكه همچنان‌كه در واژهء آچك گفتيم جزء اول « آش » از آب گرفته شده است كه خود از دو جزء « ا + ش » تركيب شده است ، جزء اول آن همان « او » ( Ow ) است به صورت

--> ( 1 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . جمعيت اين روستا در سال 1375 به 253 خانوار و 1310 نفر افزايش يافته است .